حمیدرضا شکارسری
«سیاهی زندگی ام را
جعبه جعبه
با گریه رمز می گذارم
و سقوط می کنم» *
حشو در لغت به معنای آن چیزی ست که با آن درون چیزی دیگر را پر سازند مانند پشم و پنبه در لحاف و تشک. در علم بیان و بدیع اما حشو عبارت است از آوردن کلمات و عبارات زائد در میان سخن که از حیث معنی به آن احتیاجی نباشد و تعادل لفظ و معنی را در جمله به هم می‌زند و حتی گاه می‌تواند باعث فساد معنی شود. حشو را به سه گروه عمده ملیح، متوسط و قبیح تقسیم کرده اند.
هنگام قرائت شعر «اسماعیل فیروزی» و در اولین نگاه می خواستم حکم به حشو بودن اولین کلمه یعنی «سیاهی» بدهم. مگر نه این که آن چه باعث سقوط انسان در زندگی می شود طبعا سیاهی های زندگی اوست؟ پس چه نیازی ست به گفتن و آوردن آن؟ این حکم من بر اساس محتوای متن بود و نه موضوع آن.
در قرائت های بعدی اما وقتی از دیدگاهی موضوع و مضمون محور به شعر توجه کردم به نتیجه ای دیگر رسیدم.
«سیاهی» در این شعر علاوه بر ایفای نقش در داربست معنایی و محتوایی شعر در ساختار موضوعی آن هم اجرای نقش دارد و آن نقش در کلمه جعبه سیاه هواپیما است. به عبارت دیگر این کلمه هم در ساختار درونی (ساختار محتوایی) و هم در ساختار بیرونی (ساختار موضوعی) شعر نقش دارد.
حضور «سیاهی» از سویی شعر را سهل الوصول‌تر و ساده فهم‌تر می‌کند، اما از سوی دیگر در تصویر شعر نیز ورود کرده و آن را تکمیل می کند اما چون در کنار جعبه ننشسته است، مخاطب را به حرکت ذهنی وامی دارد. این مخاطب است که باید فاصله بین سیاهی و جعبه را پر کند و با کدهایی چون رمزگذاری و سقوط، به جعبه سیاه برسد. به این ترتیب کلمه «سیاهی» در ابتدای شعر نه تنها حشو نیست، بلکه اتفاقا برای شعر به خصوص جهت تشکل مضمون و تصویر آن ضروری است. این واژه همچون هر واژه ای در شعر کوتاه صرفا برای پر کردن فضا نیست، بلکه بین لفظ و معنا ایجاد تعادل می کند و همچون شیء می شود چرا که از وجه معناشناختی خود فراتر عمل می کند.
* مشک‌های اندیمشک- اسماعیل فیروزی- هنر رسانه اردیبهشت- ۱۳۸۹- صفحه ۵۴

دیدگاه کاربران

استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه

برچسب ها

تمامی حقوق مطالب برای سراج موزیک | موزیک های جدید محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.