http://derang.ir/?p=69996

سرگرمی » آیرن اوشی، پیرزن استرالیایی دو سال پیش در تولد ۱۰۰ سالگی برای اولین بار چتربازی سقوط آزاد را تجربه کرده بود. اما این بار سقوط از ارتفاع ۴ هزار و ۲۰۰ متری (۱۴ هزار پایی) او را در صدر فهرست رکورد داران قرار داد. این زن سالخورده که از هیجان لذت می‌برد پس از این سقوط آزاد با سرعت ۲۲۰ کیلومتر در ساعت گفت که حین سقوط «احساسی طبیعی» داشته و البته «هوا آن بالا خیلی صاف و خوب بود اما خیلی هم سرد بود»!

این مطلب از وب سایت دانلود آهنگ جدید • آپ موزیک به صورت رپ انتشار گردید است.

دانلود آهنگ حمید عسکری اسمم هنوز روته

رسانه آپ موزیک امروز برای شما کاربران ترانه اسمم هنوز روته با صدای حمید عسکری را آماده کرده

Exclusive Song: Hamid Askari – Esmam Hanooz Roote With Text And Direct Links In UpMusics.Com

fghj دانلود آهنگ حمید عسکری اسمم هنوز روته

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

متن ترانه :

تو این کوچه خیابونا منو با دست نشون میدن….

/♬♫♪/ آخه این آدما هیچوقت منو بی تو نمیدیدن /♬♫♪/

چی میشه فکر من باشی بگی حال منو داری…

تو حتی خودتو یک شب به جای من نمیذاری…

/♬♫♪/ بیا برگرد دیوونه یه دنیا با تو حرف دارم /♬♫♪/

میگم دیوونه شم شاید میگن مشکوکه رفتارم…

UpMusicTag دانلود آهنگ حمید عسکری اسمم هنوز روته
تو این روزایی که نیستی همه چی به تو مربوطه…

/♬♫♪/خودمو دست میندازم میگم اسمم هنوز روته /♬♫♪/

مهم نیست واسه من اصلا کی داره از تو چی میگه…

/♬♫♪/ خودم خوب اینو فهمیدم نمیرسم به تو دیگه /♬♫♪/

یجورایی خودم دیگه دارم میترسم از کارام…

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

حمید عسکری اسمم هنوز روته

دانلود آهنگ حمید عسکری اسمم هنوز روته

این مطلب از وب سایت دانلود آهنگ جدید • آپ موزیک به صورت رپ انتشار گردید است.

دانلود آهنگ میثم ابراهیمی تگرگ

امروز ترانه زیبای تگرگ را با صدای دلنشین میثم ابراهیمی و مازیار فلاحی را دانلود کنید و گوش دهید

Exclusive Song: Meysam Ebrahimi – Tagarg With Text And Direct Links In UpMusics.Com

esr 1 دانلود آهنگ میثم ابراهیمی تگرگ

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

متن ترانه :

بیدارمو خواب میبینم ، حالم از این بدترم میشه تو تنهایی…

♬♫♪ با دیوارایه این خونه ، حرف میزنم همیشه تو تنهایی ♬♫♪

♬♫♪ همیشه همینه دنیا ، هر چی عاشق تر باشی تنها تر میمونی ♬♫♪

باید عادت کنم کم کم ، خیلی سخته احساسه پشیمونی…

UpMusicTag دانلود آهنگ میثم ابراهیمی تگرگ
دوریت داره میبره منو ، هر شب پای وحشت مرگ….

( تکرار )

♬♫♪ تنها داره میمیره دلم ، تنهام زیر باد و تگرگ ♬♫♪

( تکرار )

شب اومده تو آغوشم خنده هام عادی نیست غم دارم بغضم درد…

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

میثم ابراهیمی تگرگ

دانلود آهنگ میثم ابراهیمی تگرگ

خطیب نماز جمعه این هفته تهران با یادآوری بررسی FATF درمجمع تشخیص مصلحت نظام گفت:به مجمع تشخیص مصلحت امید داریم و می‌دانیم مانند شورای نگهبان و همه مردم علاقه‌مند به عزت و استقلال فکر می‌کنند.
به گزارش ایسنا، حجت‌الاسلام والمسلمین کاظم صدیقی با نقد از تصویب FATF ، تصریح کرد: به مسئولین می‌گویم برجام را دوباره با FATF تجربه نکنید. مومن از یک سوراخ دو بار گزیده نمی‌شود. FATF مایه خودتحریمی است. امروز می‌توانیم احیانا تحریم‌ها را دور بزنیم اما اشراف اطلاعاتی آنها به منابع مالی، بانکی و تجاری ما اولا مخالف آیه قران لم یجعل للکافرین علی المومنی سبیلا ثانیا خلاف قانون اساسی و ثالثا خلاف رهنمون رهبر انقلاب است. ایشان فرمودند اینها نتیجه اتاق فکر آنهاست. برای پولشویی قانون داخلی داشته باشید. چرا به آنها که طمع دارند خاطرجمع می‌شوید؟
وی با اشاره به تصریح یکی از معاونت‌های خزانه داری امریکا گفت: او تصریح کرده است که اگر بخواهیم مردم ایران را کنترل کنیم، به حضور کامل FATF نیاز است.تصریح کردند مانند برجام این باعث تنگنای بیشتر می‌شود. می‌گویید مردم زندگی ارزان می‌خواهند این شعارها را قبلا هم دادید اما روزگار مردم را سیاه و مردم را گرفتار کردید.
طیب موقت نماز جمعه تهران به جای امید بستن به بیگانه به مردم خود اعتماد کنید. ما شهید هسته ای، شهید راه استقلال و سیاست داریم. با تکیه بر ظرفیت‌های داخل و اقتصاد مقاومتی گام جدی تر بر دارید. ملت در کنار شما کمک می‌کند و یدالله فوق ایدیهم. ما به مجمع تشخیص مصلحت امید داریم و می‌دانیم مانند شورای نگهبان و همه مردم علاقه‌مند به عزت و استقلال فکر می‌کنند و امیدواریم و انتظار داریم مردم را از نگرانی خارج کنند.

دیدگاه کاربران

استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه

این مطلب از وب سایت دانلود آهنگ جدید • آپ موزیک به صورت رپ انتشار گردید است.

دانلود آهنگ رستاک حلاج پاییز سال بعد

کاربران آپ موزیک امروز می توانند ترانه زیبای پاییز سال بعد از رستاک حلاج را گوش کنند

Exclusive Song: Rastaak | Payize Saale Baad With Text And Direct Links In UpMusic

asf دانلود آهنگ رستاک حلاج پاییز سال بعد

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

قسمتی از متن :

ﺩﻧﻴﺎﻱ ﻣﺎ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻱ ﻫﻢ ﻧﻴﺴﺖ…

ﻣﻦ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﻭﮔﻴﺘﺎﺭﻡ!!♩♬

ﻣﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺗﺎ ﻇﻬﺮ ﻣﻴﺨﻮﺍﺑﻢ !!♩♬

ﻣﻦ ﻫﺮ ﺷﺒﻮ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ ﺑﻴﺪﺍﺭﻡ…

UpMusicTag دانلود آهنگ رستاک حلاج پاییز سال بعد
ﺩﻧﻴﺎﻱ ﻣﺎ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻱ ﻫﻢ ﻧﻴﺴﺖ…

ﻣﻦ ﺧﻴﻠﻲ ﻭﻗﺘﺎ ﺳﺎﻛﺘﻢ ﺳﺮﺩﻡ !!♩♬.

ﻭﻗﺘﻲ ﻛﻪ ﻣﻴﺮﻡ ﺗﻮ ﺧﻮﺩﻡ ﺷﺎﻳﺪ !!♩♬

ﭘﺎﺋﻴﺰ ﺳﺎﻝ ﺑﻌﺪ ﺑﺮﮔﺮﺩﻡ…

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

رستاک حلاج پاییز سال بعد

دانلود آهنگ رستاک حلاج پاییز سال بعد

مسعود رضا بِلادُری‪-‬ اظهارت «حسام‌الدین آشنا» در باب قوم و قبیله‌هایی که در پشت ردیف‌های بودجه بیت‌المال روزگار می‌گذرانند در ابتدا مانند کابوسی است که از چشم‌های خسته و ناامید ایران عبور می‌کند و قلب‌های نگران را از طپش بازمی‌دارد. چگونه باور کنیم منتخب ملت در انتخابات ریاست جمهوری یارای تقابل با بودجه‌خواران را ندارد و برای تصویب، درصدی را باج می‌دهد؟ به برکت وجود فضای مجازی که مستمر با فیلترینگ و تکفیر حاکمیت مواجه است، تدقیق در بودجه کشور می‌رود به سطوح پایینی جامعه نیز رخنه کرده و نهضت بودجه را که از مطالبات رهبری نیز شمرده می‌شود، احیا کند. حالا مردم از خود می‌پرسند این موسسات خوش‌اقبال که از ژن‌های خوب آکنده هستند و با اسامی آشنا و غریبه ذیل اتیکت‌های فرهنگی، بودجه‌هایی نامتناسب از شیره جان مردم‌ می‌بلعند تاکنون چه باری از دوش ایرانیان برداشته‌اند که هر سال حکومت خود را مجبور به پر کردن کاسه عمیق هزینه‌هایشان کرده است؟ با یک حساب سرانگشتی می‌توان دریافت اگر یک‌سال این بودجه‌ها قطع شود و خدمات بی‌شائبه فرهنگی این حضرات تعطیل شود، چند هزار جوان و خانواده ایرانی و کارگر و کوخ‌نشین‌ می‌توانند لقمه نانی حلال برای خانواده خود به ارمغان ببرند و اقتصاد و به تبع آن فرهنگ را منور کنند؟ جوانان شایسته و تحصیل‌کرده و نخبه و البته بیکار ایرانی برای دریافت چندرغاز از فلان بانک باید از هفت‌خوان رستم بگذرند، در حالی که دولت برای تصویب بودجه سالانه خود به نقل از یک آشنا باید جیب پدرخواندگانی را از بیت‌المال تامین کند و اینان همان نامحرمانی هستند که امام راحل ملت را از ایشان بر حذر داشت. این‌همه آسیب و فقر و تنگدستی که از مدارس تا مراکز خیریه و مردم‌نهاد در روز گزارش می‌شود ولی به ظاهر گوش برخی به دستان ناشنواست، گویی که در این ملک هر چه بانفوذتر، ناشنواتر پس چه کسی بنا دارد به اینان اعلام کند که شکم گرسنه دین و ایمان ندارد.
بارها از لسان رهبری شنیدیم که از اوضاع فرهنگ و عدالت اجتماعی به‌طور کامل رضایت ندارند، نتیجه این منویات و نگرانی‌های مردم و رهبری این شد که حاکمان و دولتمردان به‌جای فعالیت علمی در بخش فرهنگ برآن شوند تا موسسات خاص و خورنده بودجه را افزایش دهند که حاصلی جز ناامیدی مردم از حکومت در بر ندارد. کتاب حقوق عمومی کشور را که ورق می‌زنیم گوشه به گوشه آن نهادی نظارتی و امنیتی سکنی گزیده، از دیوان محاسبات تا دادگستری و سازمان بازرسی؛ از وزارت اطلاعات تا بازرسی رهبری و ریاست جمهوری، از حراست‌ها و حفاظت‌ها و ضابطان تا ارتباطات مردمی و…
چگونه شخصی اعتماد ملتی را جلب می‌کند تا نماینده مردم باشد در دل حاکمیت و حال از معاونش می‌شنویم باج می‌دهند به پدرخواندگانی که اگر ندهند بودجه کشور را زمین‌گیر خواهند کرد. سوال این است: آقای آشنا پس دولت تدبیر و امید کی بنا دارد از ظرفیت مردم برای مقابله با این خورندگان بودجه بهره‌مند شود؟ چرا پدر خواندگان را به مردم معرفی نمی‌کنید؟ چرا باج می‌دهید؟ اگر اتکای دولت دوازدهم بر رای دهندگانش است پس چرا به‌جای باج دهی از آنان حساب نمی‌کشید؟
اگر این قسم اظهارنظرها را دعاوی سیاسی جناحین همیشه در مخاصمه ندانیم با نگاهی به لایحه بودجه صدق اظهارات جناب آشنا برایمان هویدا‌ می‌شود، چرا که به ظاهر دست‌های زیادی بی‌جهت بر دامان بیت‌المال خواهیم یافت که همگی هم دغدغه فرهنگ دارند و چه مظلوم است این واژه فرهنگ که دامن دامن بی‌فرهنگی از زیر سایه‌اش به تاراج‌ می‌رود.
همه ساله در پایان سال، دولت لایحه بودجه را تقدیم مجلس می‌کند و مجلسیان با جلسات متعدد و ریزبینی‌های مختلف به تصویب کلیات و جزئیات آن‌ می‌پردازند. این اقدام در جمهوریت نظام تعریف شده بدان معنا که حکومت میزان بیت‌المال و میزان هزینه‌های جاری خود را تقدیم نمایندگان مردم می‌کند تا آنان اذن دهند دستان حکومت بر بیت‌المال وارد شود و این عملی است که در نظام ما مقدس است. حال که‌ می‌بینیم در برخی از جهات مبهم و مباحثی چون پدرخواندگان و ایل‌وتبارهایی خاص بر آن سیطره‌هایی هرچند اندک دارند، دلمان ریش می‌شود از حاکمان و متوقع می‌شویم در اسرع وقت هر مسئولی اگر آب در دست دارد زمین بگذارد و از صیانت بودجه دفاع کند و اگر دستی به رسم نفوذ بر آن دید، قطع شود.
همچنین ملت در این شرایط خطیر که ظرف چند ماه گرانی کمرشان را تا کرده، متوقع هستند بودجه در مسیر رفع گرانی از معیشت و اشتغال جوانان و ازدواج و حرکت در چرخ اقتصاد به جیب قوه مجریه واریز شود و اضافات بیت‌المال تکمیل کننده ردیف‌های دیگر شود که در اولویت‌های بعدی هستند لذا بی‌خردی و احساسات نباید در تنظیم بودجه سالانه دخیل شود، همچنان که به‌نظر‌ می‌رسد پس از تصویب بودجه، نظارت بر اجرای آن از تنظیم و تصویب نیز مهم‌تر است.
در این چند دهه دیده شد بسیاری از برنامه‌ریزی‌های خوب در اجرا زمین‌گیر شد. به دولت تدبیر و امید عرضه‌ می‌دارم در اجرا و ارائه خدمت به‌جای چرخاندن مدیران دولتی از این وزارتخانه به آن نهاد، رو به اعتماد به جوانان تحصیل کرده و بانوان شایسته آورد تا در بدنه اجرایی شور و شعور و جسارت و تدبیر قرین یکدیگر شوند.

دیدگاه کاربران

استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه

آریوبرزن تلکاچالی- سعدی که روانش شاد باد، در گلستان در باب سیرت پادشاهان حکایت شماره۲۲ آورده است: «یکی را از ملوک مرضی هایل بود که اعادت ذکر آن ناکردن اولی طایفه حکمای یونان متفق شدند که مرین درد را دوایی نیست، مگر زهره آدمی به چندین صفت موصوف بفرمود طلب کردن.
دهقان پسری یافتند بر آن صورت که حکیمان گفته بودند، پدرش را و مادرش را بخواند و به نعمت بیکران خشنود گردانیدند و قاضی فتوی داد که خون یکی از رعیت ریختن سلامت پادشه را روا باشد. جلاد قصد کرد، پسر سر سوی آسمان بر آورد و تبسم کرد. ملک پرسیدش که در این حالت چه جای خندیدن است؟ گفت: ناز فرزندان بر پدران و مادران باشد و دعوی پیش قاضی برند و داد از پادشه خواهند. اکنون پدر و مادر به علّت حطام دنیا مرا به خون در سپردند و قاضی به کشتن فتوی داد و سلطان مصالح خویش اندر هلاک من همی ‌بیند، به جز خدای عزّوجل پناهی نمی‌بینم:پیش که بر آورم ز دستت فریاد/هم پیش تو از دست تو گر خواهم داد
سلطان را دل از این سخن به هم بر آمد و آب در دیده بگردانید و گفت هلاک من اولی ترست از خون بی گناهی ریختن سر و چشمش ببوسید و در کنار گرفت و نعمت بی اندازه بخشید و آزاد کرد و گویند هم در آن هفته شفا یافت:همچنان در فکر آن بیتم که گفت/پیل بانی بر لب دریای نیل/زیر پایت گر بدانی حال مور/همچو حال تست زیر پای پیل»
خوانش
وقتی حکایت‌های گلستان را می‌خوانیم، خصوصا این باب را – باب در سیرت پادشاهان- ناگهان این انتظار هست که سعدی وقتی به پادشاهان می‌رسد یا از ستم آنها بگوید یا از عاقبت حیات‌شان. این حکایت به نوعی هر دو را در خود دارد، اما با یک تفاوت که پادشاهی که قرار بود از مرضی با ریختن خون جوانی بهبود یابد، اما کاری درخور و انسانی انجام می‌دهد و تن به رهایی دهقان‌زاده می‌دهد تا او کشته نشود و به هلاک خود راضی شود. داستان از این قرار است که شاه به مرضی سخت دچار می‌شود و پزشکان می‌گویند که با زهره یا کیسه صفرای یک جوان، شاه خوب می‌شود. جوانی را پیدا می‌کنند و پدر و مادرش را پول‌های زیادی می‌دهند تا آنها راضی شوند، سپس قاضی به مرگ جوان رای می‌دهد، جوان در این هنگام لبخند می‌زند، شاه می‌پرسد این خنده در چنین هنگامی چه معنی دارد؟ جوان می‌گوید مادر و پدر ناز فرزندان را می‌خرند و افراد مشکل خود را پیش قاضی می‌برند و از پادشاه هم داد می‌خواهند. وقتی که این سه علیه من هستند، به خدا پناه می‌برم. سعدی می‌گوید که دل شاه از این حرف جوان به رحم آمد و دستور آزادی وی را داد، البته شاه هم بعد از مدتی بهبود می‌یابد. در این حکایت سعدی نمی‌خواهد رافت و دادگری شاه را به تصویر بکشد، زیرا در همین فضا خونخواری او و کشتن جوانی سالم اما دهقان‌زاده به صورتی تصویر می‌شود که خود می‌تواند نشاندهنده سابقه ستمگری شاه باشد. اما این که شاه دلش به رحم می‌آید و جوان را آزاد می‌کند، بیشتر به نقش دعا و یاری‌جستن فرد از خداوند نظر دارد. اینجا خلوص دعا و نیتی که جوان دارد، مد نظر است. این‌که خداوند با شنیدن دعای جوان و درخواست یاری از او، دل سنگ شاه را نرم می‌کند و اتفاقا پاداش دلرحمی را هم به سلطان می‌دهد.
سعدی می‌خواهد در این حکایت این موضوع را بیان کند که اگر کسی بی دلیل مورد ستم واقع شود و آن ستمگر حتی هم اگر شاه باشد، خداوند تقاص ستم او را از شاه می‌گیرد یا کاری می‌کند که فرد ضعیف به سعادت برسد و از سعایت و دشمنی دیگران رهایی یابد.

دیدگاه کاربران

استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه

سراج موزیک: امروز ۱۵ دسامبر ۱۶روز تا آغاز سال۲۰۲۰ باقی مانده است. ۲۲آذر ۹۷ تا آغاز نوروز۹۸روز دیگر فرصت هست.

مرگ آلپ ارسلان
۹۴۷ سال پیش در چنین روزی- آلپ ارسلان (به معنای شیر شرزه) پسر چغری بیگ و دومین حکمران سلجوقی ایران (پس از عمویش طغرل) ۱۵ دسامبر ۱۰۷۲ میلادی (۲۴ آذرماه) درگذشت و در مرو مدفون شد. به نوشته سایت نوشیروان کیهانی‌زاده، وی پنج روز پیش از مرگ، در حضور جمع دستور اعدام یوسف خوارزمی فرمانده یک دژ نظامی (کوتوال) در ساحل آمودریا (رود جیحون) را داده بود که پس از یک مقاومت شدید دستگیر شده بود و او را برای تعیین تکلیف نزد آلپ ارسلان آورده بودند. یوسف که مرگ خودرا نزدیک دید ناگهان خنجر برکشید (خنجر خودش یا یکی از نگهبانان) و به سوی جایگاه آلپ ارسلان حمله برد. آلپ ارسلان که به تیراندازی خود اطمینان داشت نگهبانان را از مداخله منع کرد و تیر در کمان نهاد تا یوسف را بزند که با زیزاگ یوسف تیر خطا رفت و یوسف سینه آلپ ارسلان ۴۳ ساله را با خنجر شکافت. آلپ ارسلان که اسلام آورده و نام محمد برخود گذارده بود، تنها هشت سال حکومت کرد. از کارهای مهم او جنگ با دولت بیزانس (قسطنطنیه) در آناتولی است. وی بر سرزمینی از فرارود تا بین‌النهرین حکومت داشت. پس از او پسرش ملکشاه زمام امور را به دست گرفت.
تصرف قلعه الموت توسط هولاکوخان
۷۵۴سال پیش درچنین روزی-۱۵ دسامبر ۱۲۶۵ میلادی، «هولاکو خان» یا «هلاکو، هلاگو» یا «هولائو» بعد از این که برادرش منگو به مقام قاآنی یعنی خان بزرگ رسید، دستور یافت به سوی ایران حرکت کند و طبق دستور اولین کار هولاکو نابودی اسماعیلیان به رهبری رکن الدین خورشاه بود. در سال ۶۵۴ ه‍.ق و بعد از آن به جنگ خلافت عباسی رفت و آخرین خلیفه عباسی المستعصم بالله را کشت. در سال ۶۵۶ ه‍.ق و با این کار خلافت عباسی منقرض شد و سلطه پانصد و اندی ساله خلافت عباسی بر سرزمین‌های اسلامی از بین رفت. بعد از آن هولاکو خان آماده نبرد با مملوکان مصر شد که در واقع آخرین مانع و آخرین دشمن مغولان بود و آخرین جایی هم بود که طبق دستور منگوقاآن، هولاکوخان باید تصرف می‌کرد. هولاکوخان در حال لشکرکشی به مصر بود که خبر درگذشت برادرش منگوقاآن را شنید و پسر بزرگش اباقا را با تعدادی سپاه در مراغه به نیابت خود گذاشت و بقیه سپاه را هم به رهبری فرمانده بزرگش کیتو بوقا یا کدبوقا به جنگ مملوکان مصر فرستاد، اما عاقبت کیتوبوقا در جنگ عین‌الجالوت از قطز حاکم مملوکان مصر شکست خورد و کشته شد و با این شکست برای همیشه پیشرفت مغولان در غرب متوقف شد. هولاکوخان بعد از این که برادر دیگرش قوبیلای جانشین منگو قاآن شد، به ایران بازگشت و برادرش قوبیلای قاآن، حکم تمام مناطقی را که هولاکو تصرف کرده بود، با لقب ایلخانی برای هولاکو خان فرستاد و هولاکوخان هم در این سال قلعه اسماعیلیه در الموت را تصرف کرد و مراغه را به عنوان پایتختش برگزید و حکومت یا سلسله ایلخانیان را بنیان گذاشت.
قلعه الموت در شوال ۶۵۴ هجری قمری به‌دستور هلاکوخان‌مغول به آتش کشیده و ویران شد و از آن پس به‌عنوان تبعیدگاه و زندان مورد استفاده قرار گرفت. همچنین از سال ۹۳۰ هجری قمری و ابتدای حکومت شاه تهماسب صفوی تا سال ۱۰۰۶ هجری قمری قلعه کالبدی سالم داشته‌است.
آغاز انتشار اولین روزنامه تمام رنگی کشور
۲۶ سال پیش درچنین روزی- ۲۴ آذر ۱۳۷۱ اولین روزنامه رنگی کشور به نام همشهری توسط غلامحسین کرباسچی شهردار وقت تهران منتشر شد.
انتشار این روزنامه که سوگیری اجتماعی، فرهنگی و هنری داشت، نقطه عطفی در روزنامه‌نگاری ایران به شمار می‌رود. همشهری در دوران پیچیده دهه هفتاد هم باعث تغییر ذائقه و دیدگاه خوانندگان شد و هم آنکه باعث شد که روزنامه‌نگاران دیگر یا مسئولان رسانه‌های جمعی که به صورت کاغذی منتشر می‌شدند، برای جلب خواننده به کیفیت مطالب خود بیفزایند. علاوه بر این، همشهری در عین حال که رسانه بود، توانست در زمینه جذب آگهی و ایجاد محیطی تازه برای تبلیغات قدم تازه‌ای بردارد که اتفاقا به همین دلیل به گفته مسئولان وقت روزنامه بعد از یک سال به خودکفایی رسید. این رسانه تا سال ۱۳۸۲ زیر نظر مدیرانی که به طیف کارگزاران منسوب بودند فعالیت می‌کرد و بعد از شکست شورای اول شهر تهران، اصول‌گراها از مدیران احمدی‌نژاد تا قالیباف به مدت ۱۴ سال از سال ۸۲ تا ۹۶مدیریت این رسانه پر مخاطب را به دست گرفتند.

دیدگاه کاربران

استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه

محمدعلی نویدی ‪-‬ پرسش اصلی در این نوشتار این است که، امر مبهم و مقوله ابهام، چه نسبتی با امکان و آینده می تواند، داشته باشد؟
ابهام، در واقع، حکایت از پیچیدگی و عدم وضوح و روشنی در امور و ادراک دارد، ابهام
‏”Ambiguty & Ambiguous & Confusion” و”Vague” است، یعنی، امر سربسته و نامعلوم و ناروشن و دارای آمیختگی و گنگی در معنی است، مع الوصف، ابهام به معنی”Vague” در معنای”Vain” به معنی امر بیهوده و عبث نیست، یعنی بین امر ملتبس و امر عبث فرق بارز است؛ اندیشه و تلاش بر این است که بتوانیم، تا حدودی و قدری، نسبت امر مبهم و ملتبس را با امکان و آینده درک کنیم و عیان سازیم.
وضعیت التباس و ابهام در زندگی چه نوع وضعیتی است؟ و با توجه به آینده اندیشی، چگونه می توان، در زندگی انسان، از حالت ابهام به حالت ایضاح تحول پیدا نمود؟ اساسا، چرا وضعیت ابهام برای انسان و زندگی، مخل و مخرب است؟
حالت ابهام در اصل و فی نفسه، وضعیت و موقعیت آشفتگی و اشکال و شبهه داری در حیات بشری است، زیرا، عقل و اندیشه قدرت درک و فهم واضح گره ها و مسایل و مشکلات و مباحث زندگی را ندارد، پس نمی تواند به راه حل ها و راهکارهای اثربخش، نایل آید؛ این نوع التباس و ابهام سبب ایجاد اخلال و اختناق در زندگی می گردد و جریان زندگانی انسانی را دچار وقفه و ویرانی می کند؛ گویی، ابهام در جریان و حرکت زندگی و امور آدمی، تعقید و پیچیدگی و دشواری و تاریکی و تیرگی ایجاد می کند؛ جریان زندگی آدمی و حیات اجتماعی، با ظهور و آشکارگی شبهات بی پاسخ و سوالات بی جواب و پیچش های بی گشایش، توان ادامه و استمرار لازم و کافی را نخواهد داشت، بنابراین، نیاز ضروری و مستمر به ایضاح و ایقاظ و بیداری دارد، بدین سان، اثر و نقش امکان و زمان و آینده و اندیشیدن به وقت در پیش و باقی عمر، معلوم و آشکار می شود؛ یعنی، آینده و امکان، محل و مجال و وقت و توان ایضاح و ایقاظ امور مبهم و ملتبس و ازاله و رفع پیچش ها و پیچیدگی های مخرب در زندگی پیش روست؛ حال، پرسش این است، اگر آینده ای نبود و اگر امکان و توانی در کار نبود، زندگی و انسان، چگونه از غلظت و غامضیت و سرسختی و خشونت امور مبهم و تیره رهایی و آزادی می یافت؟ زمان حال و حاضر، همانند آستانه ی دو مرحله و دو وقت و هنگامه است، وقتی که سپری شده است واز دست رفته است برگشتنی نیست و تاریخ شده است، و زمانی که در پیش روست و مانده است و در اختیار و امکان آدمی است، عقل در این ساحت و در این زمان و مکان متصل به آن، می تواند به ابهامات و پیچیدگی های حیات فردی و اجتماعی بیاندیشد و بکوشد و راه حل پیدا کند و روشنی بتاباند؛ چون، اگر ابهام و اشکال باقی بماند، عقل ها تیره و تار می شوند و زندگی ها قفل می گردد و امور گرفته و بسته می شوند و هیچ چیز شان و نقش و اثر خود را نمی تواند آشکار و نمایان سازد.
فلذا، آینده، امکان ایضاح ابهامات است، البته، ابهام درجات و مراتب و انواع و اقسام دارد، مثلا، ابهام و التباس حقیقی داریم و ابهام و التباس ادراکی و ذهنی و معرفتی؛ اندیشیدن و عقل ورزیدن به ایضاح و روشنی تمام سطوح ابهام و مبهمات یاری می رساند و به مدد آدمی و زندگی می آید، مثلا، فکر و علم و دانش و آزمایش به خلوص و زلالیت و پاکی آب مخلوط و آمیخته و ملتبس و آلوده، و در نتیجه به کیفیت و بهبودی زندگی آدمی کمک می کند و بازاندیشی و بازسازی در اندیشه ها و دانش ها و ادراکات ذهنی به روشنی و وضوح و تمایز در فکر یاری می رساند»یادآور فکر مشوش و متمایز در دستگاه فکری دکارت، اصول فلسفه دکارت» چنین است در سایر امور و اشیاء.
آینده امکان تشخیص و تمییز است نسبت به آنچه از گذشته و اکنون در حالت و وضع مبهم و ناروشنی و تاریکی باقی مانده است، پس بنابراین، اندیشیدن به آینده و امکان و ابهام از جمله مراحل و مراتب سامان دهی و اثربخشی امور انسان و شیرازه و شالوده ی زندگانی است؛ درست است که قاعده خلقت و طبیعت بر این است که آدمی و زندگی وی پیوسته با نوعی پیچیدگی و ابهام قرین باشد، یعنی، انسان همواره مساله مند و مشکل دار و پرسشگر است و این خود امری مبهم می باشد، اما، فرق بین ماندن در پرسش و مساله، مشکل و معضل، و توان و تلاش اندیشیدن و کوشیدن برای روشنی افکندن در مسیر زندگی؛ مسیر زندگی با روشنی و ایضاح های مداوم و مستمر و پرسش های متفکرانه و مدبرانه و پاسخ های خردورزانه و عاقلانه و بحق، امکان سیر و حرکت و جریان دارد؛ اگر ابهام و تاریکی و جهل، سرتاسر زندگی و زوایای گوناگون آن را از ساحت اندیشه و عمل و امور ضروری و فوری گرفته تا مسایل جهانی و زیست جمعی و بنیادی، فرابگیرد و شمولیت پیدا کند، پایه ها و بنیان های زندگی از هم می گسلد، آینده، امکان نجات این غفلت ها و گسست هاست.
ابهامات مانع و آفت و سد راه رشد و پیشرفت جوامع است، توسعه در زمین مبهم متوقف است، تاریخ و خرد گواه این معنا و واقعیت می باشد، پس، ابهام زدایی امری
لازم و مبرم زندگانی بشری است؛ آینده امکان اندیشیدن به امر مبهم را فراهم می کند، اندیشیدن آغاز گشودن است، لذا، فهم قدر آینده و امکان بسی مهم و حیاتی است؛ فرض کنید، اگر اعتماد در بین آحاد و شهروندان یک جامعه در اثر ابهامات و تیرگی ها و شبهات معرفتی یا مدیریتی، زایل و ضایع گردد، چه وضعی پیش می آید؟ سامان و سازمان زندگی خلل پذیر می گردد و دشواری و سختی عارض زندگانی انسانی می شود، این معنا و حقیقت نزد خردمندان واضح و آشکار است، بنابراین، می توان از زوایا و ابعاد و ساحات گوناگون به آینده و امکان اندیشید و برای وضوح و بیداری و آگاهی عقلانی از ابهامات و ناروشنی ها، کوشید، در چنین حالتی راه و مسیر زندگی باز و بالنده خواهد بود.

دیدگاه کاربران

استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه

اندر حکایت هم‌فکر بودن برادران چینی ما مثل ما

مازیار سوادکوهی- طنزنگار: باور بفرمایید ما گاهی وقت‌ها اصلا نمی‌فهمیم که کجا هستیم. مثلا وقتی که توی ایران هستیم، فکر می‌کنیم توی چین هستیم یا وقتی که توی چین هستیم فکر می‌کنیم توی ایران هستیم. شاید شما بفرمایید ما با این حرف یا گیج شدیم یا آنکه کله ما خورده به جایی که دچار اعوجاج زمانی، مکانی، جغرافیایی شدیم. خوب طبیعی است که شگفت‌زده شوید. ما هم اگر بودیم شگفت‌زده می‌شدیم. داستان از این قرار است که دیروز شنیدیم یک فیلم ایرانی به نام «لانتوری» توی چین توقیف شد. بعد که نگاه کردیم دیدیم همین فیلم اتفاقا سال ۹۵ از سوی برخی دوستان اجازه نمایش توی سینماهایی که مال آنها بوده نداده بودند. حالا هم دوستان عزیز ما در چین یا به زبان خودشان «اداره سانسور چین» گفته که این فیلم حق پخش در این کشور را ندارد. باور بفرمایید ما نه تنها شوکه شدیم، بلکه داشتیم – و داریم- از حیرت شاخ در می‌آوریم که این دوستان چینی ما چقدر شبیه خود ما هستند. یعنی این تصمیمی که آنها گرفتند که این فیلم «خیلی دینی» هست و نباید پخش شود، به صورت حیران‌انگیزی حیرت‌زده شدیم. خوب، حالا آن بخش از دوستان ما که روزی مانع پخش این فیلم شدند، احتمالا و شاید حتماً این حق را برای خود محفوظ می‌دارندو حالا هم باید مدعی باشند که اعتراض آنها هم واقعا به جا بوده. واقعا آدم لذت می‌برد که برادران چینی ما مثل ما فکر می‌کنند. ما پیشنهاد می‌کنیم که از این به بعد مجوز اکران هر فیلمی را اول به چین و پکن ببرند، اگر برادران پکنی ما اجازه انتشار دادند، آن فیلم‎ها در ایران هم اکران شود. باور کنید این جوری می‌توانیم چین را پشت سر بگذاریم و خودمان تولید کننده واقعی باشیم. همین.

دیدگاه کاربران

استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه

برچسب ها

تمامی حقوق مطالب برای سراج موزیک | موزیک های جدید محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.